محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
328
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و خداوند به موسى فرمان داد كه به راه افتند و به دو خبر داد كه او و همراهانش را برميرهاند و فرعون و سپاهش را هلاك مىكند و موسى قوم فرعون را نفرين كرد كه اموالشان تباه شود . و خدا اموالشان را از نخل و برده و غذا سنگ كرد و اين يكى از آياتى بود كه به فرعون نمود . محمد بن كعب قرطى گويد : عمر بن عبد العزيز از من پرسيد نه آيت كه خدا عز و جل به فرعون نمود چه بود ؟ گفتم : « طوفان بود و ملخ و شپش و وزغها و خون و عصاى موسى و دست وى و تباهى اموال و دريا . » عمر گفت : « از كجا دانستى كه تباهى مال يكى از آن بود ؟ » گفتم : « موسى نفرين كرد و هارون آمين گفت و خدا اموالشان را سنگ كرد . » گفت : « علم اين چنين بايد . » و كيسه اى را بخواست كه در آن چيزهايى از اموال تباه شده بود كه عبد العزيزين مروان از ايام حكومت مصر از بقاياى اموال فرعونيان به دست آورده بود و در آن ميان تخم مرغ پوست كنده دو نيمه بود و سنگ بود و گردوى پوست كنده سنگ بود نخود و عدس سنگ بود هم او از يكى از اهل شام كه در مصر بود روايت كند كه نخل افتاده را ديدم كه سنگ بود و انسانى را بديدم كه سنگ بود و پنداشتم كه انسان است و غلام سنگ شده بود . خدا عز و جل فرمايد : « * ( وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ فَسْئَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ إِذْ جاءَهُمْ فَقالَ لَه فِرْعَوْنُ إِنِّي لأَظُنُّكَ يا مُوسى مَسْحُوراً ، قال لَقَدْ عَلِمْتَ ما أَنْزَلَ هؤُلاءِ إِلَّا رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ بَصائِرَ وَإِنِّي لأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً 17 : 101 - 102 ) * » [ 1 ] يعنى : موسى را نه معجزهء آشكار داديم ، از پسران اسرائيل بپرس آن دم كه بيامدشان و فرعون به دو گفت : « اى موسى من ترا جادو شده مىپندارم . » گفت : « مىدانى كه اين معجزه ها را جز پروردگار آسمانها و زمين نازل نكرده و ترا اى فرعون هلاك شده مىبينم » .
--> [ 1 ] 17 : 104